تبلیغات
اندیشه من - سماع حرام یاحلال؟
دوشنبه 3 مهر 1391  03:19 ب.ظ
نوع مطلب: (صوفیه ،عرفان ،) توسط: جلال موسیر لهستانی


ی امروزه پایکوبی و رقص در نزد مسلمانان عملی مذموم است. با اینحال علمای شیعه اتفاق نظری در خصوص جزئیات احکام سماع ندارند. بطور خلاصه همه علمای اسلامی رقصی که باعث تحریک شهوت غیر همسر بشود را حرام می‌دانند.[۲۴][۲۵] حتی خود صوفیان نیز در خصوص سماع نظر واحدی ندارند. برخی از صوفیه همچون مولانا سماع را سبب جمعیت حال سالکان، آرام دل عاشقان، سرور سینه صادقان، غذای جان سایران و دوای درد سالکان می دانند و معتقدند در سماع خداوند بیشتر بر جان مردان خدا تجلی می‌کند.
گروهی از صوفیه همچون امام محمد غزالی و امام قشیری راه میانه پیموده‌اند و نوع خاصی از سماع را فقط برای کسانی حلال می‌دانند که نفس ایشان مرده و دل ایشان زنده باشد. همچنین برخی ورود مبتدیان و اغیار را به مجلس سماع منع نموده و برگزاری آن را محدود نموده‌اند.[۲۷][۲۸]

با وجود این مخالفت‌ها در میان برگزار کنندگان مجالس سماع نام‌های مشهور زیادی همچون ذوالنون مصری، جنید بغدادی، ابوسعید ابوالخیر، احمد غزالی، عین‌القضات همدانی، شمس تبریزی، اوحدالدین کرمانی، عطار نیشابوری، مولوی (برای اطلاع بیشتر از موافقان سماع نک: ویکیپدیا، مدخل مولوی) امیرخسرو دهلوی و شاه نعمت‌الله ولی نیز به چشم می‌خورند[۲۹] اما در باب حلال یا حرام بودن سماع، افرادی که به سماع گرایش داشتند بالطبع آن را حلال می دانستند و در مقابل، بی میلان به سماع، آن را ناپسند و حرام. 

سماع

از مخالفان سماع، ابن جوزی- ازبزرگان قرن ۶ق/۱۲م- بود که برای خود دلایل منطقی ای در ناپسند دانستن سماع داشت. او معتقد بود از آنجا که سماع دل را از تکرارِ عظمت خدا باز می دارد و به برخورداری از لذات آنی تشویق می کند، ناپسند است.[۳۰] اوحدی مراغه ای نیز در رساله جام جم از سماع عارفان انتقاد می کند و می سراید: این سماعی که عرف و عاداتست/ پیش ما مانع سعاداتست [۳۱] و او تنها سماع را در یک صورت حلال می داند: عارفی راست این سماع حلال/ که بود واقف از حقیقت حال [۳۲] با این همه به نظر می رسد ابن جوزی و اوحدی از این رو که میل عارفان به شعر و سماع را از میل به قرآن بیشتر می دانستند سماع را جایز نمی دانستند وحتی اوحدی به طعنه در باب این گروه می گوید: اینکه در شعر می گرایی گوش/ مدتی بر سماع قرآن کوش[۳۳] ابوالحسن هجویری در باب سماع رویکردی معتدل تر دارد و در حجاب یازدهم کتابش[۳۴]به مبحث سماع می پردازد. 

او از قول شیخ خود ـ ابوالفضل ختلی ـ نقل می کند که سماع توشه بازماندگان است و هر که به او رسید به سماع حاجت پیدا نمی کند؛ هجویری حکایاتی از سماع مقبول و حتی آداب سماع نقل می کند و در آخر نیز نظر خود را اینگونه بیان می کند که بهتر است مبتدیان را به سماع نگذارند که در آن خطرهای عظیم است.[۳۵] در مقابل مخالفان سماع، بسیاری بودند که بدان اعتقاد داشتند و آن را انجام می دادند؛ از جمله آنان احمد غزالی، از عارفان صاحب حال قرن ۵ و ۶ ق. بود .وی گاه و بی گاه به سماع می پرداخت و حکایات بسیار در باب سماع وی در منابع مختلف آمده است. غزالی، سماع را وسیله ای مؤثر در ارتقاء روح و تجرد آن از عالم جسمانی می دانست.[۳۶] با وجود مخالفان بسیاری که احمد غزالی در باب سماع داشت، برادرش، امام محمد غزالی سماع کردن او را عیب نمی دانست، حتی آن را ستایش می کرد.[۳۷] 

از دیگر همراهان با سماع، نجم الدینرازی است که در مقام ملهمگی که نفس به شرف الهامات حق مشرف شده، سماع را به چند دلیل حلال می داند: ۱)چون نفس از صفات ذمیمه مرده است. ۲)برای تهنیت دل که بر معانی غیب دست یافته است. ۳) نفس، دیده حق بینی و حق شنوی پیدا کرده است و هر مناسبتی که باشد از آن ذوق الهامات غیب حاصل می کند. با این حال رازی، شرط سماع کردن مرید را حضور شیخ و غیبت اغیار می داند و اینکه مرید تا جایی که بتواند سماعش را فرو خورد و تنها در حالتی سماع را برپادارد که اختیار از او سلب شود.[۳۸] کاشانی نیز در کتاب خود فوایدی را برای سماع از جمله از بین بردن ملالت سالک، از بین بردن حجاب هایی که سالک گرفتارش شده و باز شدن سمع روح ذکر می کند و فصلی مشبع را به موضوع سماع اختصاص می دهد.


نظرات()   
   
مهدی
پنجشنبه 6 مهر 1391 06:33 ب.ظ
حرومه من که خوشم نمیاد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر