تبلیغات
اندیشه من - عرفان متصوفه
جمعه 7 مهر 1391  04:41 ب.ظ
نوع مطلب: (صوفیه ،عرفان ،) توسط: جلال موسیر لهستانی

عرفان، در واقع یک مرام و یک مکتب است، که بر طبق یک جهان بینی خاص بنا شده. در واقع، طریقه‌ای است در میان همه مکاتب موجود در جهان که برای کشف حقیقت، نه بر عقل و استدلال، بلکه بر «ذوق» و «اشراق» و «اتحاد با حقیقت»، تکیه دارد. و در همه اقوام و ملل و مذاهب مختلف جهان، شایع و رایج است.

عرفان در اصطلاح عبارت است از شناخت قلبی که از طریق کشف و شهود، نه بحث و استدلال حاصل می‌شود و آن را علم وجدانی هم می‌خوانند.



اهل عرفان هر گاه با عنوان فرهنگی خود، یاد شوند با عنوان «عرفا» و هر گاه با عنوان اجتماعی شان یاد شوند غالباً با عنوان «متصوفه» مورد خطاب قرار می‌گیرند.
متصوفه به معنای:
متصوفان, گروه‌صوفیان
( اسم ) گروه متصوفان . توضیح 1 طالبان حق دو طایفه اند : متصوفه و ملامیه . متصوفه جماعتی اند که از بعضی صفات نفوس خلاصی یافته اند و ببعضی از احوال و اوصاف صوفیان متصف گشته اند و متطلع نهایات احوال ایشان شده اند ولیکن هنوز به اذیال بقایای صفات نفوس متشبث مانده باشند و بدان سبب از اصول غایات و نهایات اهل قرب و صوفیه متخلف گشته اند : و خلقی از متصوفه همیشه آنجا مجاور باشند . توضیح 2 لفظ متوصفه بجای جمع متصوف است مانند صوفیه بجای جمع صوفی و جمع صحیح هر دو بواو و نون است و گاهی صوفیون در کتب نوشته میشود اما شایع نیست و نادرتر از آن متصوفون است و شایع همان صوفیه و متصوفه است و هر دو صفت موصوف محذوفند که جماعت و فرقه و سلسله باشند .

حکیم ابن سینا در نمط نهم اشارات خود، تعریف عارف را چنین می‌گوید:
آنکه از تنعم دنیا، رو گردانده‌است «زاهد» نامیده می‏ شود. آنکه بر انجام عبادات از قبیل نماز و روزه و غیره مواظبت دارد به نام «عابد» خوانده می ‏شود. و آنکه ضمیر خود را از توجه به غیر حق باز داشته و متوجه عالم قدس کرده تا نور حق بدان بتابد به نام «عارف» شناخته‏ می ‏شود. البته گاهی دوتا از این عناوین یا هر سه در یک نفر جمع می‏ شود

اهم نکاتی که اهل عرفان بر اساس آن‌ها سالک را به این هدف و روش و نتیجه خلاف فطرت و عقل و وحی سوق می‌دهند عبارتند از:
فرار از عقل و برهان.[۵]
روی آوردن به تلقین و ریاضت به هوای تجرید نفس.[۶]
تسلیم و سرسپردگی مطلق در مقابل فکر و اندیشه و دستور استاد غیرمعصوم.[۷]
ترجیح محسوس بر معقول.[۸]
و این در حالی است که روش شرایع آسمانی بر این است که اولا معارف خود را بر مبنای عقل و برهان و استوار و روشن ارائه داده، تباین ذاتی خالق و مخلوق را بیان می‌دارند، سپس در پی مبارزه با هر گونه افراط و تفریط عملی و غیر منطقی، اعمال عبادی و معاملی خود را در نهایت اعتدال، عرضه داشته و در ضمن آن حقیقتِ عبودیت و بندگی را در نفوس اهل ایمان احیا کرده، ایشان را به بهرهوری از رحمتهای بیپایان خداوند متعال دعوت می‌نمایند. و با اصرار بر:[۹]
اهمیت دادن به عقل و برهان.[۱۰]
اعتدال در عمل.[۱۱]
رهبری معصوم.[۱۲]

عشق و عرفان

با آنکه عشق، از مسائل اساسی عرفان است ولی عرفا در تعریف آن اظهار ناتوانی می‌کنند. ابن عربی در این زمینه می‌گوید: «هر کس که عشق را تعریف کند، آن را نشناخته و کسی که از جام آن جرعه‌ای نچشیده باشد، آن را نشناخته و کسی که گوید من از آن جام سیراب شدم، آن را نشناخته، که عشق، شرابی است که کسی را سیراب نکند.»

برخی از اصطلاحات عرفان
وحدت وجود

یکی از اهم اصول و مبانی اعتقادی عرفاست. از دید عرفا، هر چیزی دو وجه دارد: وجهی به سوی خود و وجهی به سوی خدا، که به حسب اعتبار، وجه نخست، عدم است و وجه دوم، موجود. در نتیجه جز خدا و وجه او، موجودی نیست.


شریعت، طریقت، حقیقت

عرفا، مردم را اعم از عوام، خواص و خواص الخواص، به سه رتبه تقسیم می‌کنند: ابتدا، وسط و نهایت. از همین رو، شرع نبوی و وضع الهی (دستورات و دین خدا) را نیز به سه وجه تقسیم می‌کنند: شریعت برای ابتدا، طریقت برای وسط و حقیقت برای نهایت. توجه کنید که این دسته بندی، تقسیم بندی نیست! یعنی رابطه طولی یا به عبارت دیگر، ظاهر و باطن بر قرار است. به طوری که می توان گفت حقیقت، باطن طریقت و شریعت، ظاهر طریقت است.
طریقت به معنی راه و روش است. مرحله بعد از شریعت در ادیان به حساب می‌آید.


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 27 شهریور 1396
  • برچسب ها:ابن سینا ،
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر