تبلیغات
اندیشه من - مرگ های داستانی
جمعه 5 اردیبهشت 1393  08:44 ق.ظ
نوع مطلب: (مرگ ،ادبیات ،) توسط: من

مرگ های داستانی



  ' چرا که من یک بار به چشم خویش سیبولای کومه را دیدم
که در قفسی اویخته بود و چون پسرکان می پرسیدند : " چه می خواهی سیبولا؟"
می گفت : " می خواهم بمیرم"
به ازرا پاوند
استاد برتر
{صفحه ابتدایی سرزمین بی حاصل}

قال الطبیب المریض الذی صعب مرضه : لکل مرض دواء الا الموت!
طبیب به مریضی که بیماری سختی داشت گفت هر بیماری ای دوایی دارد به جز مرگ


"مرگ ان چنان که مردم می پندارند ترسناک نیست . من ان را از نزدیک شناخته ام . در مرگ وحشتی پنهان نیافتم بلکه محبت و مهربانی دیدم . ترس حقیقی این است که عمری با ترس از مرگ زندگی کنیم و توان خود را در برابر زندگی حقیقی ببازیم."
یوسف ادریس


  • آخرین ویرایش:جمعه 7 مهر 1396
نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین پست ها

چطور زندگی خود را گذراندیم؟..........سه شنبه 11 مهر 1396

رومن گاری بخوانیم..........سه شنبه 7 شهریور 1396

برگزیده ای از تصاویر کتاب «غلط کردم» از شل سیلور اشتاین..........چهارشنبه 1 شهریور 1396

برگزیده ای از اشعار کتاب «غلط کردم» از شل سیلور اشتاین..........چهارشنبه 1 شهریور 1396

چطور می توانم از دست چپم استفاده کنم؟ ..........چهارشنبه 25 مرداد 1396

معرفی بیگانه آلبرکامو و مواردی شبیه به آن..........شنبه 21 مرداد 1396

به نظر شما چه چیزی باعث می شود یک نفر تن به خودکشی بدهد؟..........پنجشنبه 12 مرداد 1396

کنترل زندگی بدون ترمز..........چهارشنبه 4 مرداد 1396

مارکز،کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد..........شنبه 31 تیر 1396

تفاوت معنی کشتن..........چهارشنبه 28 تیر 1396

ورونیکا می خواهد بمیرد 2..........چهارشنبه 28 تیر 1396

ورونیکا می خواهد بمیرد 1..........چهارشنبه 28 تیر 1396

معرفت حمد..........چهارشنبه 28 تیر 1396

هدف هایت را بنویس..........سه شنبه 29 تیر 1395

خط کشی های داستان کوتاه گربه ادگار الن پو..........پنجشنبه 29 بهمن 1394

همه پستها