ادم ها برای کتاب خواندن می توانند انگیزه های متفاوتی داشته باشند برخی برای این کتاب می خوانند که تجربه ی زندگی کردن به جای شخص دیگری را به دست بیاورند بعضی ها برای یادگرفتن چیزهایی که بقیه نمی دانند و بعضی ها هم برای دریافت کردن احساساتی که تاثیری در واقعیت زندگیشان نخواهد داشت ولی ادم هایی هم هستند که برای علت بی خودی کتاب می خوانند! علتی که شاید از نظر ما بی خود باشد ولی علت ان ها برای وقت گذاشتن و بالا بردن سرانه ی مطالعه کشور باشد!
ولی جزو هر کدام از این دسته ها که باشید ، شما به طعمه احتیاج دارید ، این طعمه می تواند نویسنده ی مشهور ان باشد یا گرفتن نوبل و جایزه ادبی توسط ان کتاب یا مفاهیم مطرح شده توی ان کتاب باشد ما توی خط کشی که من جمله موضوعات این وبلاگ با نام " می خواهم داستان نویس شوم" هست ،برای شما طمعه پهن می کنیم تا کتابی را که به شما پیشنهاد کردیم را بخوانید. این طعمه ها خود کتاب هستند ، جمله های کتاب هستند. خط کشی هایی زیر جمله های کتاب هستند . 


نام داستان کوتاه : نامه ی گم شده

نویسنده : ادگار الن پو
کتاب منبع : گنجینه اثار ادگار الن پو نشر راد مهر با قیمت 20000 تومان
لینک های خرید و دانلود : 
1    
2     3      4

"محیط های تاریک همیشه مکان مناسبتری برای اندیشیدن عمیق بوده است"

"او عادت داشت مسایلی را که از درکشان عاجز بوده ، موضوعاتی عجیب و خارق العاده قلمداد کند و این عادت موجب شده بود همواره در میان عجایب به سر ببرد ، زیرا زندگی همیشه او را در موقعیت هایی خارج از حیطه ی درک و فهمش قرار می داد."

" شاید همین سادگی موضوع است که شما را به اشتباه می اندازد!"

"کودکی را می شناختم که در بازی گل یا پوچ شکست ناپذیر بود . می دانید که این بازی بسیار  ساده با استفاده از یک تیله انجام میشود .یکی از بازیکنانی که تیله ای را در دست دارد از دیگری می خواهد حدس بزند که ان را در کدام دست پنهان کرده . اگر حریف بتواند جای تیله را درست حدس بزند ، یک تیله می برد و اگر خطا کند یک تیل ه را می بازد این کودک تمام تیله های مدرسه را می برد . او از روش مشاهده و ارزیابی حرکات حریف خود استفاده می کرد . یکبار که از او درباره ی چگونگی این کار پرسیدم ، گفت : وقتی می خواهم بدانم یک فرد تا چه اندازه خویشتن دار ، ساده لوح ، پاک طینت یا بدجنس است و این که چه افکاری در سر دارد ، چهره ام را تا انجا که امکان دارد به حالت او در می اورم ، بعد منتظر می مانم تا افکار و احساساتی که با حالت تازه ی چهره ام مطابقت دارد تشخیص بدهم و این احساسات در قلب و ذهنم به وجود می اید . بنابراین اگر حریفم فرد احمقی باشد ، بار دوم تیله را در دستی می گیرد که بار قبل خالی بوده ، یعنی به طور مثال اگر بار اول تیله در دست راستش بوده ، دفعه ی بعد ان را در دست چپ می گیرد ، به همین ترتیب می توان سایر حریفان را ارزیابی کرد."



نظرات()   
   
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات