تبلیغات
اندیشه من - مطالب ادبیات

بسم الله الرحمن الرحیم
در پست قبلی مطلبی با سرتیتر "شروعی برای خواندن حرفه ای " نوشتیم و این بار به دنبال ادامه برنامه داستان نویسی داستانک هایی که به شما در این زمینه کمک می کند را معرفی می کنیم.

مارکز را همه با صد سال تنهایی می شناسید درسته؟ اینبار داستانی کوتاه از این نویسنده بزرگ خواهید خواند.


نظرات()       
دوشنبه 15 تیر 1394  02:16 ق.ظ

این خواندن آن خواندنی نیست که یک signer می خواند بلکه منظور ما خواننده یک کتاب است 
و منظور ما از خواننده حرفه ای خواننده ای هست که استعاره ها و به طور کلی آنچه نویسنده می خواسته خواننده درک کند را بفهمد.


و اما شروعی که معلم من پیشنهاد کرده است :
 داستان کوتاه تپه هایی هم چون فیل های سفید

من بار اول که این داستان رو خواندم اصلا نفهمیدم قضیه چی بوده ، پس زیاد انتظاری از خودتون نداشته باشید ، مگر اینکه از قبل خواننده ای حرفه ای بوده باشید!!!


و برای اینکه بفهمید چی به چیه ، این صفحه رو توصیه می کنم بخونید


نظرات()   
   

این تیتر ، تیتر یکی از بخش های مجله داستان همشهری به نام " تریبون " هست و کسی که در این رابطه اظهار نظر می کند کسی جز دیوید فاستر والاس نیست...

صادقانه بگم این تنها مصاحبه ای بود که همت کردم تا اخرش بخونم ، به نظر من جالب بود اونقدر که مجبور شدم یه بار دیگه هم بخونمش !!!
در کل بهتون توصیه می کنم ادامه مطلب رو بخونید و اگه بخواید ادامه اش رو بدونید براتون می ذارم در غیر اینصورت به حق کپی رایت احترام می ذارم ! 


نظرات()       
سه شنبه 26 خرداد 1394  07:29 ب.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،ویدیو ،) توسط: جلال موسیر لهستانی

[]


نظرات()       
سه شنبه 26 خرداد 1394  05:15 ب.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،) توسط: جلال موسیر لهستانی



در دنیا ، در زیر این آسمان مگر چیزی هست که به نالیدن بیرزد؟
در برابر وحشتی ترین تازیانه ها سکوت مردانه و غرور انگیز مرد نباید بشکند سنگین ترین درد ها و خشن ترین ضربه های آفرینش تنها می تواند مرا به سکوت وادارند.


   ایا کسی می داند که این نثر از کیست؟


نظرات()   
   
سه شنبه 26 خرداد 1394  04:54 ب.ظ



به آرامی آغاز به مردن می کنی!
اگر سف نکنی،
اگر کتابی نخوانی ،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی ،
اگر از خودت قدر دانی نکنی.
به آرامی آغاز به مردن می کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی ،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.
به آرامی اغاز به مردن می کنی
اگر برده ی عادات خود شوی ،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،
اگر روزمرگی را تغییر ندهی،
اگر رنگ های متفاوت به تن نکنی،


نظرات()       
سه شنبه 26 خرداد 1394  02:59 ب.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،اشخاص ،) توسط: جلال موسیر لهستانی

گریه را به مستی بهانه کردم شکوه ها ز دست زمانه کردم

آستین چو از چشم برگرفتم سیل خون به دامان روانه کردم

از چه روی چون ارغنون ننالم؟ از جفایت ای چرخ دون ننالم؟

چو نگریم از درد و چون ننالم دزد را چو محرم به خانه کردم

دلا خموشی چرا ؟ چو خم نجوشی چرا؟

برون شد از پرده راز، تو پرده پوشی چرا؟



نظرات()       
شنبه 9 خرداد 1394  07:41 ق.ظ

شاید تا به حال براتون پیش اومده باشه که وقتی یک بخش از یه کتاب رو می خونید اونقدر براتون جالب باشه که بعد ها حتی وقتی که دیگه نیازی به دونستن اطلاعات درون اون کتاب ندارید باز هم سراغش برید
کتاب شلوار های وصله دار از اقای رسول پرویزی که در درس 26 ادبیات سال چهارم اورده شده من جمله همین موارد هست
این داستان رو به همه ی دنبال کنندگان این وبلاگ توصیه می کنم 


نظرات()       
سه شنبه 5 خرداد 1394  12:55 ب.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،تلنگر ،) توسط: جلال موسیر لهستانی

گل خیابانی

ایهذا الشاکی و ما بک داء   کیف تغدو اذا غذوت علیلا

هو عب ء علی الحیاة ثقیل  من یظن الحیاة عبئا ثقیلا

و الذی نفسه بغیر جمال لایری فی الوجود شیئا جمیلا

فتمتع بالصبح ما دمت فیه  لا تخف ان یزول حتی یزولا

ادرکت کنهها طیور الروابی  فمن العار ان تظل جهولا

تتغنی و الصقر قد ملک الجو علیها و الصائدون السبیلا

ایهذا الشاکی و ما بک داء کن جمیلا تر الوجود جمیلا

"ایلیاد ابو ماضی"


نظرات()       
پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394  02:34 ق.ظ

امروز یه سر زدم به سایت مجله داستان همشهری یه مقاله جالب خوندم گفتم بذارم شما هم بخونید



در زندگی بعضی از ما لحظاتی پیش آمده که احساس کرده باشیم به‌شدت به نوشتن نیازمندیم؛ نه از آن نوع نوشتنی که در کلاس‌های انشا تجربه کرده‌ایم یا مقاله‌نویسی‌هایی که در دوره‌ی تحصیلات تکمیلی کابوس شبانه‌مان می‌شدند؛ بلکه نوشتنی آزاد و رها، بی‌قید و بندِ درست‌نویسی، واضح‌نویسی و تعهد وفادارماندن به سوال طرح‌شده. از آن نوع نوشته‌هایی که در دفتر‌های خاطرات ثبت می‌شدند، در اعترافات عاشقانه یا نامه‌های تندوتیزی که خطاب به مادر و پدر یا دوست صمیمی‌مان می‌نوشتیم و در آن بدون آن‌که نگران منطقی بودن اعتراض‌مان باشیم یا به منصفانه بودن حکم‌مان فکر کنیم، آن‌ها را محاکمه می‌کردیم. بسیاری از این دست‌نوشته‌ها با وسواس سربه‌نیست می‌شدند و زندگی با حس رقیقی از سبکی مطبوع و دل‌چسب دوباره به حالت عادی‌اش بازمی‌گشت. آیا واقعا نوشتن حال آدم را بهتر می‌کند؟ آیا وقتی احساس خفگی می‌کنیم و با درماندگی می‌گوییم الان نیاز دارم بنویسم، رفع این نیاز حس خفگی را کاهش می‌دهد؟


نظرات()   
   
جمعه 26 دی 1393  01:11 ق.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،تاریخ ،) توسط: جلال موسیر لهستانی

داستان عشق رابعه و بکتاش را می توانید در کتاب "داستان های دل انگیز" نوشته ی دکتر زهرا خانلری ( کیا ) بخوانید ، ولی چگونه رودکی موجب مرگ رابعه می شود؟ اوضاع از این قرار است!


نظرات()       
چهارشنبه 24 دی 1393  07:59 ب.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،) توسط: جلال موسیر لهستانی


ان چه خواهید خواند:
 برگرفته از مجله داستان همشهری شهریور 1393 - ارامسایشگاه - صفحه140
و تجربیات شخصی دکتر میر سپاسی است که در کتابی که از گزارش های تیمارستان های دهه ی بیست شمسی گرد اورده


نظرات()       
چهارشنبه 24 دی 1393  06:00 ب.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،تاریخ ،) توسط: جلال موسیر لهستانی

قابوس نامه از عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر یکی از اندرزنامه *های مشهور است که در ادامه یک حکایت از ان را ذکر می کنیم:
* اندرز نامه نوعی نوشته ادبی است که به توضیح روش و اخلاق کشورداری و شرح اخلاق فردی می پردازد.
ابادی


نظرات()       
جمعه 12 دی 1393  01:20 ق.ظ
نوع مطلب: (گالری ،ادبیات ،) توسط: جلال موسیر لهستانی


نظرات()   
   
  • تعداد کل صفحات :15  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...