تبلیغات
اندیشه من - مطالب ادبیات
جمعه 4 بهمن 1392  05:14 ب.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،پیشنهاد ،تلنگر ،کتب ،) توسط: من

دلم برای تو تنگ شده  و دلتنگی ، بهانه خوبی است که ببارم و بفهمم که تو هستی که دلم برایت تنگ می شود ، و من هستم که دلتنگ توام.
دلتنگی من برای تو ، یعنی ما هستیم ، اما من کجا و تو کجا!!؟
امشب در حنجره بومی ام آتشفشانی زندانی و در دل یلدایی ام دریایی طوفانی است . شاید جواب تو برای من این باشد که :
صد راه نشان دادم ، صد نامه فرستادم
یا راه نمی دانی ، یا نامه نمی خوانی






نظرات()       
پنجشنبه 3 بهمن 1392  05:31 ب.ظ
نوع مطلب: (□معرفی نامه ،کتب ،ادبیات ،) توسط: من

کتابی که من از ایستگاه مطالعه فرودگاه اصفهان برداشتم " معجزه الفبا " بود
لینک
البته من نتونستم فایل دیجیتالش رو دانلود کنم امیدورام شما بتونید...

 عنوان کتاب: معجزه الفبا
به اهتمام:عبدالرحیم سعیدی راد
طراحی جلد:مجد الدین روستا طسوجی
ناشر:موسسه انتشارات کتاب نشر
نوبت چاپ:اول / 1392
شمارگان: 120000 جلد
بها:20000 ریال
شابک:4-05-7150-600-978
ادرس : تهران ، زرتشت غربی ، کوچه کامبیز ، نبش طباطبایی رفیعی ، پلاک 18 ، موسسه انتشارات کتاب نشر ، تلفن : 17-88978414

  


نظرات()   
   
چهارشنبه 25 دی 1392  12:03 ق.ظ
نوع مطلب: (□معرفی نامه ،ادبیات ،) توسط: من

ساعتِ دیدار

به‌وقتِ قرارهای عاشقانه بود.

دیر رسیدی!

 

هیچ عاشقی ساعت‌َش را

به‌وقتِ گرینویچ تنظیم نمی‌کند.


رضا کاظمی


وبلاگی که اینبار معرفی میشه وبلاگی ادبی و هنری از اقای رضا کاظمی نویسنده کتاب های بانوی قصه ی مادر ، هنوز بوی عاشقی می دهد ، وقتی پروانه ها امدند و ... با نام "پابرهنه تا ماه " هست


http://baroun82.persianblog.ir


نظرات()   
   
یکشنبه 22 دی 1392  03:24 ب.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،اسلام ،) توسط: من

این کتاب یک سفرنامه است که در ان فردی به نام یعقوب یا منصور به سفر حج می رود
هدف من از نوشتن این پست خود کتاب نیست بلکن تحمیدیه کتاب است
که پس ازعکس و شناسنامه کتاب براتون می گذارمش...



نظرات()       
شنبه 21 دی 1392  05:33 ب.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،) توسط: من

عبارت مثلی بالا در مورد آن دسته افراد حریص و طماع به کار می رود که بخواهند از دو نفع و فایده مغایر و مخالف یکدیگر سودمند گردند و حاضر نباشند از هیچ یک صرف نظر کنند . این گونه افراد از هر رهگذر حتی اگر به ضرر دیگران هم منتهی شود جلب نفع شخصی را از نظر دور نمی دارند .

قبیل عرب هر کدام بتی به نام داشتند که با آداب مخصوص به زیارت آن می رفتند و قربانی تقدیم می کردند . معروفترین بت های سرزمین عربستان عبارت بودند از : هبل بر وزن زحل ، ود بر وزن رد ، بعل بر وزن لعل ، منت ، عزی ، سعد ، سواع ، یغوث ، یعوق ، که تقریباً کلیه قبیل عرب در زمان جاهلیت آنها را می پرستیدند و قربانی می دادند .



علاوه بر بتهای مذکور صدها بت دیگر هم مورد ستایش و نیایش بود که ذکر اسامی آنها از حوصله و بحث این مقاله خارج است . اما جالب ترین بت پرستی ها که مورد بحث ما می باشد بت پرستی طایفه حنیفه بوده است زیرا کار جهل و انحطاط و گمراهی را این طایفه به جایی رسانیده بودند که بت معبود خویش را از آرد و خرما می ساختند و آن را می پرستیدند . در یکی از سال های مجاعه و قحطی که شدت گرسنگی به حد نهایت رسیده بود افراد قبیله حنیفه آن خدای خرمایی را بین خود قسمت کردند و خوردند !!

پس از این واقعه در میان سایر قبایل عرب اصطلاح کل ربه زمن المجاعة رواج یافت و با تحریف و تصرفی که در این اصطلاح به عمل آمد عبارت فارسی هم خدا را می خواهد هم خرما را در میان ایرانیان به صورت ضرب المثل درآمد .


نظرات()   
   
سه شنبه 17 دی 1392  08:05 ق.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،گالری ،) توسط: من





ناصرخسرو جون راست گفتی راست
الان این جانب بدتر از هر خری در گل گیر کرده ام
چون به حرف تو عمل نکردم!


نظرات()   
   
سه شنبه 17 دی 1392  07:34 ق.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،گالری ،) توسط: من




زمانی که تو خودت به دست خودت سرنوشت خودت را تعیین می کنی و ان را خراب می کنی
انتظار خوشبختی از روزگار نداشته باش



نظرات()   
   
سه شنبه 17 دی 1392  07:28 ق.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،شعر ،عشق ،) توسط: من

لاف عشق و گله از یار ، زهی لافه از دروغ
عشق بازانی چنین مستحق هجرانند
"حافظ"


دلشده ی پای بند ، گردن و جان در کمند
زهره ی گفتار نه ، کاین چه سبب وان چراست

مالک ملک وجود ، حاکم رد و قبول
هرچه کند جور نیست ور تو بنالی جفاست

گر بنوازی به لطف ور بگذاری به قهر
حکم تو بر من روان و جور تو برمن رواست
"سعدی"


نظرات()   
   
پنجشنبه 12 دی 1392  01:55 ب.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،) توسط: من

یلدای آدم ها همیشه اول دی نیست
هر کس شبی بی یار بنشیند شبش یلداست

"مهدی فرجی"



از وبلاگ pic & poem


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 12 دی 1392
نظرات()   
   
پنجشنبه 5 دی 1392  10:11 ب.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،) توسط: من

نترس حبه انگورم! نترس از هیبت این گرگ بد ذات. با تو که کاری ندارم. از پشت سوراخ شکسته ساعت چشمانت را می بینم که چقدر پر اضطراب است. نمی دانم این صدای حرکت پاندول ساعت است یا دل پر هراس تو. بمیرم برای این همه نگرانی که به جانت ریخته ام.
وارد خانه که شدم گرسنه بودم و بی تاب. حالا که دو برادرت را بلعیدم سیرم و بیزار.
بیزار از خودم. از خوی وحشی ام. وقتی تورا می بینم چنان کز کرده ای درون ساعت تا به خیال خودت از چشمان حریص من پنهان شده باشی دلم می خواهد همین لحظه خودم را تکه تکه کنم!
حبه انگورم گرچه تو نمی دانی درد گرسنگی چه به روز من آورده بود اما من اکنون می دانم که چه بر سر تو و خانواده ات آورده ام.
نه حبه انگورم، نترس. من با تو کاری ندارم. می روم آن بیرون گوشه ای از حیات خانه می نشینم و انتظار می کشم تا مادرت برگردد. تا تو به آغوش گرمش پناه ببری و بگویی این ننگ صفت بد ذات چه به روز برادرانت آورده. منتظر می مانم تا مادرت پایان تلخ این قصه را رغم بزند...

با تشکر از وبلاگ کرساکف


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 5 دی 1392
نظرات()   
   
پنجشنبه 5 دی 1392  04:06 ب.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،اندیشه من ،) توسط: من

سرگشته شده بوده بود ، به هر طرف نگاه می انداخت ، هر کس از کنارش رد می شد فکر می کرد دیوانه است ...
مرد اما به فکر افکار مردم نبود ، دنبال چیزی می گشت از مدت ها دنبالیش می گشت ، از همان زمان که فهمید پدربزرگش پیش خدا رفته است
از همان وقت به دنبال او بود
همه جا را دنبالش گشته بود ، اما اینبار مصمم بود که حتما پیدایش کند
هوا سرد بود ... مرد لباس کمی بر تن داشت ... پاسی از شب گذشته بود ...
بارن نم نم بر صورت مرد ضربه می زد و صورتش را گلبهی تر می کرد
کفش هایش هم حتی از این پیاده روی طولانی خسته شده بودند
صدای واق واق سگ ها را می شنید او از سگ ها می ترسید اما باز هم باید دنبالش می گشت ...



با خود در ذهنش تکرار می کرد : اینبار هر کجا که باشی پیدایت می کنم ، باید تمام چیز هایی را که به تو واگذار شده اند را ازت پس بگیرم
حتی همان حرفی رو که جولیا دیروز بهش گفته بود رو باید ازش پس بگیرم
من نمیتونم بی خیالت بشم نمی تونم ....

مرد همچنان به دنبال یافتن خدا بود به جای جای زمین پیاده رو نگاه می کردم ، چشم هایش به روبه رو نبود
و ناگهان صدای بوق و لحظاتی بعد مرد به سمت اسمان پرواز کرد! قبل از انکه خدا را بیابد!


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 5 دی 1392
نظرات()   
   
یکشنبه 1 دی 1392  03:50 ب.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،اشخاص ،) توسط: من



ویلیام فاکنر زاده ی نیو البانی امریکاست وی به عنوان بزرگترین رمان نویس امریکایی بین دو جنگ جهانی شناخته شده است و این را مرهون احساس ژرف اخلاقی ، اگاهی از علایق توده ها ، همدردی با محرومان ، قدرت بازکاوی انحرافات جامعه و امیختن این خصایص با ذوق و مهارت فنی است.
وی در سال 1949 برنده ی جایزه ی ادبی نوبل شد.
شاهکار وی خشم و هیاهو است


نظرات()       
شنبه 30 آذر 1392  10:06 ب.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،مکاتب ،) توسط: من

پست مدرنیسم یا پسامدرنیسم یا پسا تجدد یا ما بعد تجدد یعنی ادعای برگشتن از مدرنیسم
پست مدرنیسم در فرهنگ امریکن هری تریج اینگونه معنا شده است:
[پست مدرنیسم چیزی است که به هنر مهندسی یا تاریخ مربوط می شود و واکنشی است در مقابل بنیان اولیه مدرنیسم که اجسام و ابزار سنتی و کلاسیک هنر را فرا می خواند.]
مدرنیسم در حقیقت ان شیوه ای بود که از سمت فراتر می رفت ؛ بنابراین ، پست مدرنیسم هم از مدرنیسم و هم از سنت فراتر میرود . به بیان دیگر اولین اصل پست مدرنیسم انکار حقیقت و بی اعتباری سنت و مدرنیسم است.



نظرات()       
پنجشنبه 21 آذر 1392  06:14 ب.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،شعر ،) توسط: من



بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود

 

داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود

 

دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو

 

گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود

 


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 21 آذر 1392
نظرات()       
دوشنبه 18 آذر 1392  06:33 ب.ظ
نوع مطلب: (ادبیات ،) توسط: من


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 18 آذر 1392
نظرات()       
  • تعداد کل صفحات :15  
  • ...  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • 11  
  • ...  
آخرین پست ها

زبان بدن به مدل ژاپنی ها..........جمعه 15 تیر 1397

بهترین انیمه های ورزشی..........پنجشنبه 14 تیر 1397

سایتهایی برای کیفیت زندگی مجازی..........جمعه 31 فروردین 1397

لیست بهترین انیمه هایی که دیدم..........جمعه 31 فروردین 1397

تغییر زبان کامپیوتر صرفا با فشار یک کلید..........جمعه 31 فروردین 1397

سر رشته زندگی را به دست گیرید + انیمه..........جمعه 31 فروردین 1397

چطور زندگی خود را گذراندیم؟..........سه شنبه 11 مهر 1396

رومن گاری بخوانیم..........سه شنبه 7 شهریور 1396

برگزیده ای از تصاویر کتاب «غلط کردم» از شل سیلور اشتاین..........چهارشنبه 1 شهریور 1396

برگزیده ای از اشعار کتاب «غلط کردم» از شل سیلور اشتاین..........چهارشنبه 1 شهریور 1396

چطور می توانم از دست چپم استفاده کنم؟ ..........چهارشنبه 25 مرداد 1396

معرفی بیگانه آلبرکامو و مواردی شبیه به آن..........شنبه 21 مرداد 1396

به نظر شما چه چیزی باعث می شود یک نفر تن به خودکشی بدهد؟..........پنجشنبه 12 مرداد 1396

کنترل زندگی بدون ترمز..........چهارشنبه 4 مرداد 1396

مارکز،کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد..........شنبه 31 تیر 1396

همه پستها