تبلیغات
اندیشه من - مطالب ابر بیسکوییت سوخته
شنبه 14 دی 1392  08:17 ب.ظ
نوع مطلب: (تلنگر ،زندگی ،) توسط: جلال موسیر لهستانی

زمانی که من بچه بودم،مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای ساده صبحانه را برای شب هم آماده کند. یک شب را خوب یادم مانده که مادرم پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، شام ساده ای مانند صبحانه تهیه کرده بود. آن شب پس از زمان زیادی، مادرم بشقاب شام را با تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بسیار سوخته، جلوی پدرم گذاشت. یادم می آید منتظر شدم ببینم آیا او هم متوجه سوختگی بیسکویت ها شده است!

در آن وقت، همه ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به طرف بیسکویت دراز کرد، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید که روزم در مدرسه چطور بود. خاطرم نیست که آن شب چه جوابی به پدرم  دادم، اما کاملاً یادم هست که او را تماشا میکردم که داشت کره و ژله روی آن بیسکویتهای سوخته می مالید و لقمه لقمه آنها را می خورد.


ادامه مطلب حتما به متاهلین اقا ( ان هایی که هنوز در دوران مرد سالاری زیسته و به نمک غذا گیر می دهند)
و متاهلین خانم ( ان هایی که در دروان زن سالاری زیسته و کلا غذا را اقا می پزد)
توصیه می شود!



نظرات()