تبلیغات
اندیشه من - مطالب ابر ورونیکا می خواهد بمیرد
چهارشنبه 28 تیر 1396  02:26 ق.ظ

چشمه ای باش که می شود لبریز، 

نه آب انباری ، که جز ذخیره نیست کارش.


ادامه مطلب شماره یک 

رمانی نوشته پائولو کوئیلو

*

... پزشک های زیایدی پیش از من مطالعات مشابهی انجام داده اند و به این نتیجه رسیده اند که بهنجار ، صرفا یک توافق عمومی است ، به این معنا که تعداد زیادی از آدم ها فکر می کند چیزی درست است و بنابراین آن چیز درست است.

بعضی چیزها توسط عقل سلیم تعیین می شوند : گذاشتن تکمه در جلوی بلوز یک مساله منطقی است ، چون بستن ان از کنار بدن  بسیار مشکل ، و از پشت سر غیر ممکن بود.




نظرات()       
چهارشنبه 28 تیر 1396  02:13 ق.ظ

دیوانه بمانید. اما مانند عاقلان رفتار کنید ؛ 

خطر متفاوت بودن را بپذیرید ، 

اما بیاموزید که بدون جلب توجه متفاوت باشید.

*

یکی از رمانهای پابلو کوئیلو که به خودکشی فردی می پردازد که از یکنواختی زندگی خسته شده است. فرایند تبدیل این فرد به کسی که از زندگی کردن لذت می برد ، مورد توجه است.

*


و ... به زندگی خارج از ویلت که داشت برای همه به شدت دشوار می شد.

از نظر ماری ، این دشواری ناشی از هرج و مرج یا عدم سازماندهی یا ببی نظمی نبود ، به خاطر نظم بیش از حد بود. جامعه قواعد بیشتر و بیشتری پیدا می کرد ، و قوانینی که با قواعد در تعارض بودند ، و قواعد جدیدی که با قوانین در تعارض بودند.مردم به شدت می هراسیدند که حتی گامی به خارج از قواعدی نامرئی برداردند که زندگی همه را هدایت می کرد.

ماری می دانست درباره چه سخن می گوید؛ تا هنگامی که بیماری اش او را به ویلت کشاند ، چهل سال از زندگی اش را به عنوان وکیل سپری کرده بود. در اوایل کارش دیدگاه معصومانه اش را نسبت به عدالت از دست داده بود ، و توانسته بود درک کند که قوانین نه برای حل مشکلت ، که برای تداوم ابدی بخشیدن به جدالها خالق شده اند.




نظرات()